خرید بک لینک
دیروز برای اولین بار، عصر که شد نیکان را برداشتم، یک لباس سبک تنش کردم و رفتیم بیرون. برای اولین بار، پدر و پسری. خیلی تعجب کرده بود. تا حالا اینطوری بیرون نبرده بودیماش. همهاش از این خانه به آن خا

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:18

ساکهایمان را میگردند. مشخص نیست دنبال چه چیزی هستند اما خوب میگردند. من سعی کردهام چیزی نیاوردم که به آن گیر بدهند. از بازرسی رد میشویم و وارد محوطۀ پادگان میشویم. حس میکنم شروع کردهام به تلف

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:18

1- پریروز صبح، خانم نیرومند، مجری خوشصحبت برنامۀ رادیویی «صبح تهران» از مخاطبان میپرسید که «شما با چه کسی درد دل میکنید؟» مخاطبان هم پیامک میفرستادند و زنگ میزدند که با خدا، با مادرم، با خواهرم،

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:18

به دوربرگردان که میرسم، میپیچم. روبهرویم یک ماشین دارد از جهت مخالف میپیچد. یک داستر نازنجیرنگ است که رانندهاش خانم است. خیلی کند فرمان میچرخاند. از روبهروی هم به جهت مخالف دور میزنیم. صدای ب

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:18

«من هیچوقت به خودکشی فکر نکردهام». این گزینهای است که من تیک میزنم. بقیۀ گزینهها را هم جوری انتخاب میکنم که اگر روانشناس یا خوانندهای پرسشنامۀ من را دید به این همه محکم بودن و امید به زندگی دا

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:18

یاسی با نیکان میآید تو. به خودم میآیم. اولش فکر میکنم خواب بودهام. نیکان بالاخره خوابش برده. یاسی نیکان را میگذارد توی تختش. خیرهخیره یاسی را نگاه میکنم. ظاهراً یاسی عادت کرده به این خیره نگاه

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:18

بیشتر دوستان مجردم، وقتی میخواهند به سمت متأهل شدن حرکت کنند، یک پرسش مشترک دارند و آن را به انحاء مختلف و بفهمینفهمی با زبان بیزبانی و گاهی رک و روراست میپرسند:

«از این که هر روز صبح بلند شی و یک نفر ثابت رو ببینی خسته نمیشی؟»

چون این پرسش را زیاد از من پرسیدهاند، پاسخ مشخصی دارم که سریع میگویم:

«من از این که هر روز صبح بلند شم و اون آدمی رو که دوسش دارم ببینم، کلی انرژی میگیرم.»

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:18

گاهی کارهایی کردهام که برای خودم مهم بوده. مثلاً در دی ماه 1389 در جایی مشغول به کار بودم و استعفا دادم. هم شرایط کاریم خوب نبود و هم برخورد مردانهای با من نمیشد. یک هفته بعد از استعفا، هم کار بهت

برچسب: نویسنده: یونا نجفی تاريخ: چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 12:18

صفحه بندی